تبلیغات
سرگرمی آپفان - اعتراف صمیمانه سوتی ها!
درباره ما
دوستان
آخرین مطالب
لینکستان
امكانات جانبی
تبلیغات
تبلیغات
 
نویسنده می پذیریم
در صورت تمایل به لینک زیر مراجعه کنید



  اعتراف صمیمانه سوتی ها!



اعتراف میکنم
اولین روزی که رفتم دانشگاه نیم ساعت تو حیاط نشسته بودم تا زنگ رو بزنن برم سر کلاس!

********

اعتراف میکنم دیروز تنهایی با ماشین رفتم نون بخرم ، نون رو خریدم
اومدم سمت شاگرد نشستم
یکی دو نفر فهمیدن جریانو ! منم خواستم خیلی دیگه ضایع نشه
الکی داشبورد ماشین رو باز کردم و بستم
رفتم نشستم پشت فرمون و سریع محل رو ترک کردم

********

اعتراف میکنم خیلی سال پیشا رفتم تو کلوپ فیلم بگیرم گفتم فیلم blood رو میخوام.
یارو گفت خون؟
گفتم نه بلوود !
حالا پیش خودش چی بهم گفت نمیدونم!

********

برای اعتراف به کلیسا میروم
روی در روی علفهای روییده
بر دیوارکهنه می ایستم
وهمه گناه های خود رایکجا اعتراف میکنم...
بخشیده خواهم شد به یقین
علفها بی واسطه با خدا سخن میگویند
استاد حسین پناهی


********
اعتراف میکنم به عنوان 1 مهندس میخواستم دیوار رو سوراخ کنم، شک داشتم که از زیر جایی که میخوام سوراخ کنم سیم برق رد شده باشه، واسه اینکه برق نگیرتم فیوز رو قطع کردم، تازه وقتی دیدم دریل کار نمیکنه کلی غصه خوردم که دریل سوخت!!

********
اعتراف میکنم اول راهنمایی که بودم معلم دینیمون گفت اگه شماها حتی به تیر چراغ برق هم به دیده شهوت نگاه کنین مرتکب گناه شدین. اون روز که تعطیل شدیم رفتم جلوی تیر چراغ برق هرچی بهش نگاه کردم هیچ حسی بهم دست نداد. رفتم جلو بهش دست زدم بازم هیچی نشد. آخرش فهمیدم که بین ما هیچ حسی وجود نداره

********
اعتراف میکنم کوچیک که بودم صابون که میفتاد کف حموم با شامپو میشستمش !!!

********
اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام , تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!!
تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!!

********
اعتراف میکنم سوم دبستأن ک بودم زیپ کولی یکی همکلاسامو خراب کردم بعد خودم رفتم یواشکی بهش گفتم کار مهران(اون یکی همکلاسی) بود
و این دوتا هم زدن همو لتو پار کردن!!!

********
اعتراف میکنم حتی تو دوران راهنمای که مدرسه میرفتم
از زمستون که کاپشن میپوشیدم دیگه میپوشیدم تا آخر مدرسه ها
حالا فک کن منو زیپ کاپشنو میکشیدم تا گلوم تو هوای داغ شیراز دارم از مدرسه میام
تازشم هرکی متلک مینداخت جدی جوابشو میدادم چون اصلن نمیدونستم منظورشون چیه!!!!!!



گردآوری:مجله سرگرمی آپفان



:: مرتبط با: اس ام اس , اس ام اس طنز و سرکاری ,
ن : admin
ت : یکشنبه 18 اسفند 1392
<-BlogTitle->
<-BlogTitle->
<-BlogTitle->
<-BlogTitle->
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
موضوعات
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
عنوان بلوک چپ
X بستن تبلیغات
Example :