تبلیغات
سرگرمی آپفان - داستان کوتاه رضایت نامه
درباره ما
دوستان
آخرین مطالب
لینکستان
امكانات جانبی
تبلیغات
تبلیغات
 
نویسنده می پذیریم
در صورت تمایل به لینک زیر مراجعه کنید



ورود به آرشیو داستان کوتاه


  داستان کوتاه رضایت نامه


در مدرسه ای در یکی از روستاها، از شاگردان خواسته بودیم که از پدرشان رضایت نامه ای بگیرند و بیاورند از دویست نفر شاگرد، فقط یکی بود که پدرش از او راضی نبود دیگر شاگردان رضایت پدر و مادر خود را فراهم کرده بودند...

 

در مدرسه ای در یکی از روستاها، از شاگردان خواسته بودیم که از پدرشان رضایت نامه ای بگیرند و بیاورند از دویست نفر شاگرد، فقط یکی بود که پدرش از او راضی نبود دیگر شاگردان رضایت پدر و مادر خود را فراهم کرده بودند، اما در این میان جمله های خوشمزه و بی معنا نیز وجود داشت که چند تا از آن ها را برایتان می نگارم:

 

1- «حضور مبارک مدیر آقای دبستان(!) محترما معروض میدارم(!) که […] و جعفر از حیث اخلاق ظاهر و باطنی؟ رضایت بخشاست(!)»

 

2- «ضمن عرض سلام اینجانب از رفتار و گفتار حسین رضایت کامیل(!) دارم

 

3- «حضور آقای مدیر(!) دام شوکته(!) بعد از ابلاغ سلام؛ دیگر عباس در خانه بد نیست ولی دست چپ می نگارد(!)»

 

4- «آقای مدیر، ما از اخلاق این؟ راضی هستیم. اگر هرف(!) بگوئیم گوش میدهد، نماز می خواند، کار میکند

 

5- «بخدمت آقای مدیر پس از سلام ما از اخلاق و رفتار غدیر راضی هستیم، در خانه نسبت به برادر بزرگ خود احترام میکند، کارهایش را که تمام کرد بدروس خود متعالعه(!) میکند و در کوچه به بزرگان احترام می کند و همه اهل کوچه از او راضی

 

6- «محترما معروز(!) میدارم خیلی منون(!) شدم، هیچ رنجه نشدم- رزاید(!) دارم

 

7- «به خدمت ذیشرافت مدیر دبستان: بنده از اخلاق و رفتار محمد رضا راضی هستم. اجرکم عندالله

 

8- «پس از تقدیم عرض سلام اکبر در خانه از او راضی هستم و هیچ شوخی نمی کند.(!)»

 

9- «احمد بچه خوب، بخانه میرسد پدر و مادر سلام میگوید و از مدرسه که از صبحها می آئی(!) پدر و مادر خداحافظی می کنی(!) خلاصه احمد بچه با آدبی(!) است

 

10- «از محمود راضی هستند، دروغ نگوید، ببزرگان اهترام(!) نماید. اسم پدرش: حاجی یوسف

 

11- «حضور محترم آقای دانش آموز رسیده شرف افتتاح پذیرد(!) و اینجانب […] از طرف بنده زاده کمال رضامندی و خشنودی داریم(!) عمرکم طویل، عدوکم ذلیل(!)»

 

12- «آقای معلم محسن:امیدوار که وجود نازنین صحت و سلامت بوده باشد و […] کبلائی قاسم(!)»

 

13- «آقای آموزگار چهارم: غلامعلی شاگرد معدب(!) و از خود مواظبت می نماید. زیاده رحمت است(!)»

 

14- «پس از سلام معروض بر اینکه در خانه با برادر و خواهر کوچکتر خود با مهربانی رفتار می کند

 

15- «آقای معلم: این شاگرد در خانه با پدر و مادر خشرفتاری(!) میکند و همه از او راضی هستند و انشالله در آتیه شاگرد خوب و باعدب(!) می شود، انشالله

 

16- «اینجانب از درس و رفتار خانگی سعید رزایت(!) دارم. امضاء: پدر اینجانب(!)»

 

17-«چون محترما خواسته بود که از احوالات اینجانب بنده زاده با خبر باشید. الحمدالله خوب است(!).»

 

 

گردآوری:مجله سرگرمی آپفان





:: مرتبط با: داستانک ,
:: برچسب‌ها: داستان کوتاه , داستانک , upfun , رضایت نامه , روستا , مدرسه ,
ن : admin
ت : دوشنبه 19 اسفند 1392
<-BlogTitle->
<-BlogTitle->
<-BlogTitle->
<-BlogTitle->
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
موضوعات
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
عنوان بلوک چپ
X بستن تبلیغات
Example :